هر چند نسبت جنسی نوزادان پسر نسبت به دختر 103 به 100 است یعنی به ازای هر 103 پسر 100 دختر متولد می شود، اما این نسبت تا 5 سالگی ثابت و در سالهای بعدتر به‌ دلایلی مانند مرگ و میر بیشتر مردان متوازن و در برخی مناطق جمعیت زنان فزونی می گیرد.

هر چند نسبت جنسی نوزادان پسر نسبت به دختر ۱۰۳ به ۱۰۰ است یعنی به ازای هر ۱۰۳ پسر ۱۰۰ دختر متولد می شود، اما این نسبت تا ۵ سالگی ثابت و در سالهای بعدتر بدلایلی مانند مرگ و میر بیشتر مردان متوازن و در برخی مناطق جمعیت زنان فزونی می گیرد.

به گزارش بلوچ پرس،در کشور ما نیز بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ ، بیش از ۴۹ در صد جمعیت ۷۵ میلیونی کشور را زنان تشکیل میدهند . جوانترین استان کشور یعنی استان سیستان و بلوچستان نیز بر اساس همین سرشماری نیز از این قاعده مستثنی نیست و در مجموع زنان حدود نیمی از جمعیت استان ، کشور و جهان را تشکیل می دهند .

 

 اما سرگذشت تاریخی جنس زن ، سرگذشت غم انگیزی است. در این بیش از ۴ میلیون سال تطور و تکامل بشر بر روی زمین در دوره های مختلف تاریخی ، جنسیت زن فراز و فرود های فراوانی را به خود دیده است. شاید شکست تاریخی جنسیت زن به تعبیر انگلس ، ظهور « مالکیت »بود، ظهور مالکیت زن را در قالب یک کالا مایملک مردان قرار داد. و این آغاز نظامی مردسالارانه بود که بعدها و در ادوار تاریخی در قالب آموزه ها و ایدئولوژیهای مختلف : فرهنگی ، مذهبی و سیاسی توجیه و تائید شد. اما بدون تردید قرون اخیر را باید شروع خود آگاهی زنان دانست از ماری گوژ فرانسوی ، زنی که سرش را در راه انعکاس حقوق زنان به گیوتین تندروهای انقلاب فرانسه سپرد تا جنبش عظیم فمنیستی که از اوائل قرن نوزده آغاز شد و احقاق حقوق زنان ، مبارزه علیه نابرابری های جنسیتی و رهایی آنان را هدفش اعلام کرد ، همگی بر این نکته پای فشردند که زن، جنس دوم نیست بلکه باید با دیدی برایر و مساوی به آن نگریست. این جنبش جهانی در این راه آنقدر استقامت به خرج داد، که توانست حداقل در جهان آزاد به بار بنشیند. در حال حاضر شاخص مشارکت زنان به برکت توسعه انسانی زنان در کشورهای توسعه یافته به مرز برابری جنسیتی نزدیک شده است.

 

حکایت زنان در کشورهای در حال توسعه نظیر کشورمان با تمام محدودیتها و تبعیض ها و نابرابریهای جنسیتی که در شئون مختلف جاری و ساری ست، نوید بخش است. زنان تا حدود زیادی به خود آگاهی جنستی و از همه مهم‌تر به خود باوری رسیده اند. در ایران توانسته اند در تحصیلات از مردان پیشی بگیرند و و با وجود تنگناهای زیاد در عرصه های مختلف بدرخشند. اما بدلایل زیاد تاریخی، ساختاری، ایدئولوژیک و سیاسی که الزاما” ممکن است حاکمیتی هم نباشد زنان هنوز محل حساسیت جامعه مرد سالار قرار دارند، این حساسیت در مناطق قوم نشین نظیر استان ما که مذهب را هم ضمیمه خود دارند، با شدت بیشتری آزادی و برابری زنان را محدود و محاط کرده‌است. تعصبات قومی و مذهبی بزرگترین مانع حضور موثر زنان در اجتماع ارزیابی می شود. هر چند در سالهای بعد از انقلاب ۵۷ به برکت حکومتی مذهب گرا جامعه سنتی و مذهبی استان و قوم بلوچ، ورود زنان را به عرصه های اجتماع پذیرفته و از این رهگذر زنان به موفقیت های بیشماری رسیدند اما در مجموع این حضور هر چند نوید بخش است اما با نقطه مطلوب فاصله بسیار دارد.

 

به لحاظ تاریخی هر چند زنان در زندگی قبیلگی و سنتی بلوچ جایگاه ویژه ای داشتند و مردان بلوچ همواره در کنار مرکب و سلاح به زن علاقه ای وافر داشتند که هم اسطوره های عاشقانه بلوچ آن را تائید می کند و هم حماسه های پهلوانی اما این نقش همواره در سایه بوده و زن بلوچ آشکارا ملکی بود که فقط علاقه وافر مردان بلوچ به آنها، آنرا بارور می کرد و دیگر هیچ!! بعد از حضور مذهب و تفسیر خاص مردان بلوچ از مذهب، رفتار و کنش بر این قرار دوام یافت که زنان به کنج خانه گرفتار آیند.

حضور رسمی زنان در دوران مدرن از رژیم سابق شروع شد و بعد از انقلاب بدلیل شرایط حاکمیت مذهبی، جامعه مذهبی استان اجازه داد که زنان به تحصیل بپردازند رفته رفته زنان روز ، مدارج بالاتری را طی کردند بطوریکه در حال حاضر تحصیل و اشتغال به یک ارزش تبدیل شده است و میزان نفوذ تحصیلات به خانواده های بلوچ رشد بسیار یافته است. این شروع با زنانی نظیر حاج پروانه ریگی در انجمن شهر ، خانم زینب خسروی در شورای شهر اول ایرانشهر و خانمها : جمیله ملازهی در شورای شهر نیکشهر و طاهره بلوچزهی در شورای شهر کلات پای خود را به عرصه سیاست باز کرد.

 

اما آن چیزی که تاریخ ساز شد، اولین شهردار زن بلوچ است که شورای شهر کوچک کلات شهرستان سرباز آن‌ را آفرید.

خانم مهندس سامیه بلوچزهی که تحصیلاتش در زمینه منابع طبیعی است و تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه یافته است اولین زن بلوچ است که لقب « خانم شهردار » را از آن خود کرد. هر چند حضور زنان در عرصه های مدیریتی پیش از این نیز سابقه داشته است و سرکار خانم حمیرا ریگی در دوره ای بخشدار مرکزی چابهار بوده اند ، اما در یک عرصه انتخابی و نه انتصابی، انتخاب یک شهردار خانم جوان از دل یک نظام سنتی و قبیلگی یک تحول اجتماعی است. این انتخاب می تواند سرآغازی باشد بر خودباوری زنان بلوچ و به چالش کشیدن سلطه نظام مردسالار عرفی که آزادی و برابری آنانرا محدود ساخته است.

 

خانم شهردار اما در گفتگو با من از برنامه ها و آرزوهایش برای شهرش می گوید . برنامه هایی مانند:ایجاد پارکها و مراکز تفریحی برای بانوان و کودکان ، مرمت و بازساری قلعه کلات ، تدوین طرح جامع شهر کلات و…

 

و باز در جواب من که از توانایی هایش در مورد اداره یک شهر می پرسم ، محکم پاسخ می دهد : « در توانایی هایم اصلا” شک ندارم » و این پاسخ مرا امیدوار میکند که به آینده سرزمینم امیدوار باشم…